۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

توالت ، میکروفون ، رادیو ، سیف الدین ، وانت

2445
27/9/76
توالت ، میکروفون ، رادیو ، سیف الدین ، وانت

2
2  

1340
چکیده خواب اول : داشتم خواب میدیدم بدنبال پیداکردن توالتی بودم بروم توی آن توالت کنم ، نشسته بالای توالت ، میکروفون ، رادیو ، زنی لخت دراز خوابیده نزدیک من ، صحبت از خانم ... خواننده ، احیاناً صحبت از انگلیس و توپ و تانک انگلیسی ، یک جا را دیدم ، ...
چکیده خواب دوم : ساعت چهار و هشت دقیقه بامداد . یادم است شب بود و ما پیاده بصورت غربی شرقی داشتیم از کنار طرف شمال یک جاده بیابانی به سمت شرق میرفتیم ، کودک و تصادف با وانت ، دیدم به سمت کودک دوید ، کنار دیواری از دیوار های ده که شاید گلی و مال قلعه ای بود ایستاد و من به سمت وانت دویدم ، عقب وانت داشتم با راننده جرو بحث میکردم ، در حالت به زانو پشت وانت نشسته بودم و داشتم شماره آنرا میخواندم ،  پلاک وانت شماره 13322 ، راننده وانت ، رنگ وانت قرمز بود ، من فکر کردم کسی اطلاع داده و از ژاندارمری آمده اند ، موتور ، کوچه های ده ، یک جا یادم است بطور اوریب در عرض کوچه یک جوی آب بزرگ که آب آن با سرعت به کوچه سمت راستی من میرفت بود ، کوچه سمت راستی من با کوچه مسیر رفتن من یک زاویه حاده کوچک  درست میکرد ، سه راهی ، جوی آب و خوردن آب سر و کله هم ، پلی و آمدن موتوری ، در یک سه راهی مانده بودم کدام طرف بروم ، سیف الدین ، یادم است سوار ماشین بودم و خودم راننده آن بودم ، ماشین پیکان سواری ، یادم آمد دنباله این کوچه به محوطه ای کوهستانی میرسد ، یکی از آنها ( زنها ) داشت گوشت میخرید ، تیپ این زنها مثل تیپ زنهای ارمنی بود ، یک جا یادم است ماشین من داشت عقب عقب در سرازیری میرفت ، یک جا هم متوجه شدم هرچه پدال ترمز را میفشارم ماشین نمی ایستد ، وقتی متوجه شدم پدال ماشین بریده منظره ای از محل بریده شده پدال و محل بریده شده  وصل پدال به کف ماشین در نظرم آمد و چنین منظره ای دیدم ،
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: