2507
|
4/2/77
|
کوهستان سرسبز ، دختر چاق متناسب
|
1
|
1
|
1390
|
||
♣ تمام خواب : ساعت شش و چهل دقیقه صبح . الان از خواب بیدار شدم .
یادم است دیشب خواب دیدم در جائی کوهستانی بودم و رویم به سمت شمال بود . مقابل
من بصورت جنوبی شمالی کوهستانی و مثل این بود که من از توی جاده ای در کنار کوه
کشیده شده به سمت شمال داشتم به آن کوهستان نگاه میکردم . من جاده ای ندیدم ولی
آنطور بود و کوهستان بطور مداوم تا سمت شمال ادامه داشت . آنچه بیش از اندازه
مورد توجه من بود زیبائی کوهستان و سرسبز بودن آن بود . منظره کوهستان در مقابل
من منظره بعد از آمدن باران به کوهستان بود . من در تمام صحنه ها که زیاد هم طول
کشید کوهستان را از همان زاویه دید اول دیدم و رویم به سمت شمال غربی بود . در
لحظاتی هم یادم است رویم را به سمت شمال کشیدم و در این موقع بود که کوهستان را
به همان ترتیب کوهستان سرسبز دیدم . جاده ای در مقابلم ندیدم در صورتی که وقتی
نگاهم به سمت شمال غربی بود اینطور شناخت داشتم که روی جاده ای در کنار کوهستان
سرسبز به سمت شمال هستم . بهر ترتیب کوهستان کوهستانی سرسبز و زیبا به لحاظ آمدن
باران بود و متوجه جمع شدن آب در دامنه کوه بودم . همچنین جاهائی متوجه شیارهای
زیبای کوه به سمت پائین بودم که در آنها سبزه و درختچه های دیگری بود یا در آنها
آبهای باران بیشتری جمع شده بود . در همین شرایط یادم است در صحنه هائی دختری در
دید و نطرم بود که یک حالت چاق متناسب داشت و متوجه بودم روی لباس معمولی خود یک
پیراهن نازک سیاه پوشیده . من پوشیدن این پیراهن نازک سیاه را بخاطر انجام کاری
در رابطه با آن کوهستان سرسبز و احیاناً حرکت در آن جاده فرضی به سمت شمال
میدانستم . یعنی آنطور میدانستم که آن دختر چاق متناسب به جهت لزوم حرکت به سمت
شمال در آن کوهستان آن پیراهن نازک سیاه را روی لباس های خود پوشیده . البته
ندیدم او حرکت کندولی همان حرکت نگاه خودم به آن کوهستان و امتداد پیدا کردن
آنرا به سمت شمال همان حرکت آن دختر میدانستم . خواب من مسائل بیشتری داشت که
یادم نیست ولی زیبائی و سرسبزی کوهستان و وجود آب باران و سبزه و درختچه در
دامنه پائین آن بی اندازه جالب و لذتبخش بود . لازم به توضیح است که دیدن آن
کوهستان مثل بودن در دامنه نزدیک به پایان کوهستان بود ولی من چیزی از ادامه
کوهستان به پائین تر نمیدانستم و مکان خودم را پایان پائین کوهستان میدانستم .
صحنه دیدن آن دختر چاق متناسب با آن پیراهن سیاه نازک روی لباسهای خود ، در سمت
چپ دید من بود ، من او را در زاویه سمت چپ دید خود یعنی طرف غرب و مایل به جنوب
، و حرکت فرضی او را به سمت شمال در دامنه آن کوهستان یا جاده فرضی به سمت شمال
میدانستم . از زیبائی این کوهستان و جمع شدن آب در دامنه و شیارهای شیب کوهستان
که به کوهستان منظره ای صد چندان زیبا میداد هرچه بگویم کم گفته ام . ♠
# این خواب با نوشتن توضیحات و
یافته ها تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۱۰, دوشنبه
کوهستان سرسبز ، دختر چاق متناسب
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر