۱۳۹۳ مهر ۷, دوشنبه

روستای آب پیشه ، سال سیزده نوزده

2488
6/12/76
روستای آب پیشه ، سال سیزده نوزده

2
2  

1373
چکیده خواب اول : دیشب حدود ساعت سه بعد از نیمه نصف شب یک بار بیدار شدم و خوابی طولانی دیده بودم . کمی از آن یادم بود ولی صحنه ها طوری بود که برای نوشتن چیزی یادم نمیماند . به هر ترتیب ... . خواب دیدم توی روستائی بودم که اول خواب امکان دارد توی کوچه باغها بوده ام . بعد یادم است وارد کوچه های روستائی شدم و کم کم متوجه شدم کوچه ها برایم آشنا است . یادم آمد قبلاً این روستا را توی خواب دیده ام . توی خواب اصلاً فکر نمیکردم خواب باشم و فکر میکردم در شرایط بیداری به روستائی رسیده ام که قبلاً آنرا توی خواب دیده ام ، خیلی هیجان زده و خوشحال بودم که الان می فهمم اسم این روستا چیست و در کجا قرار دارد . یادم است توی کوچه ای شمالی به سمت شمال میرفتم و وقتی به تقاطع کوچه ای شرقی غربی رسیدم قبل از رسیدن میدانستم کوچه سمت چپی بن بست است و باید وارد ادامه کوچه در سمت راست شوم . در آن شرایط میدانستم این اطلاعات را از خوابهایم دارم که توی آنها این کوچه ها را دیده ام . وقتی به تقاطع رسیدم و به سمت چپ نگاه کردم دیدم درست است کوچه یِ سمت چپ بن بست است و من به سمت راست پیچیدم . کوچه سمت راست هم بنظرم میآید در دورتر بن بست بود و قبل از آن کوچه ای دیگر به سمت شمال از آن کوچه فرعی میشد و ادامه داشت . قبل از کوچه به سمت شمال ، درِ یک خانه در سمت شمال بود و من میدانستم باید از آن در وارد خانه و از توی خانه از آن کوچه ها خارج شوم . من در خواب میدانستم قبلاً این صحنه ها را توی خواب دیده ام و از این مسیرها رفته ام و حالا خوشحال بودم در بیداری دوباره به این مسائل برخورده ام و میتوانم بفهمم اسم این روستا چیست . در آن موقع من قصد کردم وارد آن خانه شوم چون میدانستم برای ادامه دادن مسیر باید از درون آن خانه خارج شوم . بعد یادم است در زاویه شمال غربی یک کوچه ، جلو خانه ای در سمت شمال ایستاده بودم و میخواستم وارد خانه شوم . مثل اینکه چند نفری مرد و شاید کودک از اهالی آنجا بودند و اینطور در نظرم است که آنها در حال کاری مثل بنائی بودند . من از آنها اجازه خواستم وارد خانه شوم و آنها گفتند اشکالی ندارد میتوانم وارد شوم و توضیح دادند در آن روستا همه آزادند وارد خانه ها شوند . اینطور به من گفتند که در آن روستا هرکس بخواهد وارد خانه ای شود آزاد است و ایرادی نیست و گفتند همه مردم روستا این کار را میکنند . بعد یادم است وارد خانه شده بودم و وارد اطاق شمال غربی در زاویه شمال غربی توی خانه شدم .... .
چکیده خواب دوم : وارد شدن به خانه ای شمالی ، ... ، کاویانی ، کودکی با چشم و ابروی عمه ، دختر ، راه پله مخابرات ... ، دکتر در شرایط نوجوانی ...
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : روستای آب پیشه : : / دکتر 2.192 . . همانند و یکی بودن : خانه : : گودال 2.192 . . تفسیرها : - . . 
 # این خواب‌ها تکمیل خواهند شد #


هیچ نظری موجود نیست: