|
2550
|
4/6/77
|
روی چمدان های خم شده در یک فضای
چهارگوش ...
|
|
1
|
1
|
|
1422
|
|
♣ تمام خواب : ساعت هفت و چهل و هفت دقیقه صبح . الان از خواب بیدار
شدم . صحنه ای به این صورت خواب میدیدم که در یک فضای چهارگوش مستطیل مانند
عمودی تقریباً بصورت فضای بلند یک آسانسور بودم و آنجا را راه پله میدانستم .
این فضای روشن و زیبا بصورت راه پله ولی عمودی بود . یک صحنه یادم است نزدیک
بالای پله ها بودم و یک صحنه یادم است در بالاترین نقطه این فضای مستطیل چهار
گوش روی چمدان هائی چیده شده روی هم بودم . در این لحظه یادم است در سمت شرق این
فضای چهار گوش دراز عمودی ، از پائین به بالا چمدان هائی روی هم چیده شده بود و
من بالای این چمدانها توی هوا بودم . در اینجا یادم نیست طاقی برای این فضا دیده
باشم ولی بنظرم میآید طاقی داشته . فکر میکنم سمت چپ من طرف جنوب طوری بود که در
صورت پائین آمدن از بالای چمدانها میتوانستم روی پشت بام جنوبی بروم اما مشخصاً
چیزی یادم نیست . صحنه بصورت کامل اینطور یادم است که من بالای چمدانها ی چیده
شده روی هم در سمت شرق آن فضای چهار گوش مستطیل شکل دراز به سمت بالا بودم و
متوجه بودم بالای چمدانها به سمت میانه راه پله ، یعنی به سمت غرب مایل شده و
امکان آن هست من با چمدانهای انحناء پیداکرده به پائین سقوط کنم . در همین حال
میدانستم خواهرم و شاید دیگری در زیر این چمدانهای خم شده است و داشتم داد میزدم
کمک کند چمدانها را بگیرد تا من نیفتم . من این را میدانستم که در صورت افتادن
از بالای چمدانها چند پله مانده به آخرین پله ها خواهم افتاد و خواهرم نیز
آنجاها بود . بهر صورت من در صحنه ای کاملاً خم شدن چمدانهای زیر خودم را ، به
سمت میانه فضای بلند چهار گوش محاط کننده یک آسانسور ، دیدم و میدانستم زیر این
خمیدگی چمدانها ، خواهرم روی راه پله ها ایستاده و داشتم داد میزدم او چمدانها
را بگیرد که نریزد و من نیفتم . بعد یادم است در صحنه ای از همان بالا دیدم
خواهرم دو تا دستهایش را به بدنه چمدانهای زیری من گذاشته و دارد به سمت من فشار
میدهد . میدانستم این کار او باعث میشود من از آن بالای چمدان ها نیفتم . در
صحنه ای دیگر یادم است جائی مثل پشت بام سمت جنوب همین راه پله یا آسانسور بودم
و میدانستم تازه به اینجا تغییر مکان داده و اینجا را منزلم میدانستم . در اینجا
یک فضای بزرگ حیاط مانند بود که در شرایطی در نظرم است کف آن فرش بود و جاهائی
هم شاید نبود . این به دلیل تازه آمدن به آن مکان بود چون قصد داشتم تمام محوطه
را آماده برای زندگی کنم . در اصل میدانستم خانه قبلی من فضای آن آسانسور یا راه
پله بوده و حالا آمده ام روی این پشت بام جنوبی آن راه پله یا آسانسور زندگی کنم
. در اینجا در شرایطی یادم است ♂ ها (♂ و ♂ )
همراه با خانواده و ♂ ، برادر ♀
خانم زن ♂ ، دیدنم آمده بودند . میدانستم اینها مدتها بوده ( از
عید تا حالا ) میخواسته اند دیدنم بیایند و حالا آمده اند . در اینجا من بدلیل
تازه تغییر مکان کردن دست و پایم بسته بود و نمیدانستم چکار کنم . از طرفی قصد
داشتم برای آنها غذا و آنطور که در ذهنم است مرغ بپزم و از طرفی آنها تصمیم
داشتند کمی باشند و بروند . در اینجا در صحنه ای هم دیدم در جاهائی که فرش نیست – لبه فرشها – آشغال هائی
است که باید جارو شود و من مثل اینکه یک جا ، جاروئی دستم بود و داشتم آن
آشغالها را جارو میکردم . شاید جارو میکردم و آشغال ها را زیر فرشها میراندم و
شاید هم آنها را جائی جمع میکردم . در خواب جنس آشغالها یادم بود ولی الان یادم
نیست . آن آشعال ها چیزهای بدرد بخور بود و آشغال های بدرد نخور نبود . منظور
منهم دور ریختن نبود بلکه جمع کردن در جائی مثل زیر فرش برای پیدا نبودن بود .
صحنه دیدن میهمان ها به این صورت بود که یادم است ♂ و ♂
برادر ♀ خانم را حتماً دیدم و در نظرم است ♂ و ♀
خانم را هم دیدم . میدانم بقیه اعضاء خانواده آنها هم بودند . در نظرم است آنها
با ماشین شورلت سفید رنگ ♂ دیدنم آمده بودند ولی من ماشینی
یادم نیست دیده باشم . میتوانم بر اساس موارد خواب شناسی حدس بزنم همان آسانسور
یا راه پله بلند دراز به سمت بالا ماشین سفید رنگ شورلت آنها بوده و آنها از آن
راه پله به روی پشت بام که محل مسکونی جدید من بود آمده بودند . ♠
توضیحات و یافته ها : دیشب توجه
زیادی به تصویر رسم شده دندان در صفحه 519 کتاب بافت شناسی پایه داشتم و در
رابطه با خواب کار بزاق در دهان تایخ 10/1/71 مطالب شناختی نوشتم . فکر میکنم و
البته حتم دارم ¶ خواب دیشب
من در پاسخ به افکار قبل از خواب من و در رابطه با دندانها بوده . ¶ آن فضای
چهار گوش دراز به سمت بالا هم که شکل فضای یک آسانسور بود میتواند تصویر دندان
یاد شده در کتاب بافت شناسی پایه صفحه 519 باشد . ¶ بنظر من
چمدانهای روی هم و خم شده از بالا به میانه فضای چهار گوش ، مینای دندان بر روی
عاج دندان بوده و ¶
خواهر من با گذاشتن دستها به چمدانها ی خم شده و نگهداری آنها همان عاج دندان در
زیز مینای دندان بوده . بهر صورت و ترتیب این خواب باید اینگونه مورد توجه قرار
گیرد و تفسیر شود . ضمناً دیشب پیش بینی کردم اگر خوابی ببینم در رابطه با افکار من و مسائل دندانهایم
خواهد بود که چنین بود و چنین شد .
یافته ها : . ¶ . همانند و یکی بودن : راه پله : : آسانسور 2.211 . ¶ . من یا دیگران : من لیگمان یا رباط دور دندانی بوده ام : : در
این خواب من در روی پشت بام دیگر مینای دندان نبوده ام بلکه دنباله مینای دندان
یعنی لیگمان یا رباط دور دندانی بوده ام که از طرفی به سیمان و عاج دندان واز
طرفی به استخوان حباب دندان متصل است ، فکر میکنم به همین دلیل بوده که نوشته ام
دست و پای من بسته بود 18/2/78 - 6.37 . ¶ . نکته ها و دلایل : کار مینا و عاج دندان : : کار مینا و عاج
دندان گرفتن احساس از بیرون و دادن به مغز دندان از یک طرف و گرفتن احساس از
درون و و دادن احساس به بیرون و لثه ها از طرف دیگر است 18/2/78 – 11.21 . ¶ . نکته ها و دلایل : جارو کردن آشغال های کنار فرش به زیرفرش روی
پشت بام ، انتقال دادن پیام های لثه و دندان به پیگمان یا رباط دور دندانی بوده
18/2/78 – 11.21
. ¶ . گفتمان خواب و بیداری : فضای چهارگوش مستطیل عمودی : : دندان 12.550 . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : فضای بلند یک آسانسور : : دندان . ¶ . گفتمان
خواب و بیداری : پشت بام / پایان
راه پله ها یا آسانسور : : لثه ها
و چین پوستی اطراف دندان . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : من بالاتر از چمدانها / بالاتر از پشت بام جنوبی : : تاج دندان . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ♀ خانم زن ♂ خواهر ♂ : : کوتیکول . ¶ . گفتمان خواب و بیداری : ماشین شورلت سفیدرنگ : : مینای دندان 12.551 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : چمدان : : دندان 12.564 . ¶ . تفسیرها : 4/6/77 - . ¶ . رؤیا و برنامه
داده شده به مغز : خواب در رابطه با فضای دهان و دندان ها است . ¶ . معانی و مفاهیم : یادم نیست طاقی برای
این فضا دیده باشم ولی بنظرم میآید طاقی داشته : : خود من بالای چمدان ها همان
مینای دندان و در اصل طاق دندان بوده ام 5/12/90 . ¶ . گفتمان خواب و
بیداری : پشت بام جنوبی : : لثه پائینی دهان . ¶ . معانی و مفاهیم : روی پشت بام جنوبی : : توی لثه پائینی . ¶ . معانی و مفاهیم / من یا دیگران : و حالا آمده ام روی این پشت بام جنوبی
آن راه پله یا آسانسور زندگی کنم : : من بخش داخل لثه ای مینای دندان بوده ام . ¶ . معانی و مفاهیم : در اینجا من به دلیل تازه تغییر مکان کردن دست و پایم
بسته بود و نمیدانستم چکار کنم : : این بسته بودن دست و پایم نشان دهنده درون
لثه قرار گرفتن مینای دندان بوده در صورتی که در شرایط قبلی من یا مینای دندان
دست و پایم بسته نبود . ¶ . معانی و مفاهیم : آنها با ماشین
شورلت سفید رنگ ♂ دیدنم آمده بودند : :
مینای سفید دندان بستری برای حرکت پیام از بالای دندان به درون لثه بوده . ¶ . پیش بینی ها : ضمناً دیشب پیش
بینی کردم اگر خوابی ببینم در رابطه با افکار من و مسائل دندانهایم خواهد بودکه
چنین بود و چنین شد . 5/12/90 . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ مرداد ۱۹, یکشنبه
روی چمدان های خم شده در یک فضای چهارگوش آسانسور مانند
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر