۱۳۹۳ مرداد ۱۹, یکشنبه

روی چمدان های خم شده در یک فضای چهارگوش آسانسور مانند

2550
4/6/77
روی چمدان های خم شده در یک فضای چهارگوش ...

1
1

1422
تمام خواب : ساعت هفت و چهل و هفت دقیقه صبح . الان از خواب بیدار شدم . صحنه ای به این صورت خواب میدیدم که در یک فضای چهارگوش مستطیل مانند عمودی تقریباً بصورت فضای بلند یک آسانسور بودم و آنجا را راه پله میدانستم . این فضای روشن و زیبا بصورت راه پله ولی عمودی بود . یک صحنه یادم است نزدیک بالای پله ها بودم و یک صحنه یادم است در بالاترین نقطه این فضای مستطیل چهار گوش روی چمدان هائی چیده شده روی هم بودم . در این لحظه یادم است در سمت شرق این فضای چهار گوش دراز عمودی ، از پائین به بالا چمدان هائی روی هم چیده شده بود و من بالای این چمدانها توی هوا بودم . در اینجا یادم نیست طاقی برای این فضا دیده باشم ولی بنظرم میآید طاقی داشته . فکر میکنم سمت چپ من طرف جنوب طوری بود که در صورت پائین آمدن از بالای چمدانها میتوانستم روی پشت بام جنوبی بروم اما مشخصاً چیزی یادم نیست . صحنه بصورت کامل اینطور یادم است که من بالای چمدانها ی چیده شده روی هم در سمت شرق آن فضای چهار گوش مستطیل شکل دراز به سمت بالا بودم و متوجه بودم بالای چمدانها به سمت میانه راه پله ، یعنی به سمت غرب مایل شده و امکان آن هست من با چمدانهای انحناء پیداکرده به پائین سقوط کنم . در همین حال میدانستم خواهرم و شاید دیگری در زیر این چمدانهای خم شده است و داشتم داد میزدم کمک کند چمدانها را بگیرد تا من نیفتم . من این را میدانستم که در صورت افتادن از بالای چمدانها چند پله مانده به آخرین پله ها خواهم افتاد و خواهرم نیز آنجاها بود . بهر صورت من در صحنه ای کاملاً خم شدن چمدانهای زیر خودم را ، به سمت میانه فضای بلند چهار گوش محاط کننده یک آسانسور ، دیدم و میدانستم زیر این خمیدگی چمدانها ، خواهرم روی راه پله ها ایستاده و داشتم داد میزدم او چمدانها را بگیرد که نریزد و من نیفتم . بعد یادم است در صحنه ای از همان بالا دیدم خواهرم دو تا دستهایش را به بدنه چمدانهای زیری من گذاشته و دارد به سمت من فشار میدهد . میدانستم این کار او باعث میشود من از آن بالای چمدان ها نیفتم . در صحنه ای دیگر یادم است جائی مثل پشت بام سمت جنوب همین راه پله یا آسانسور بودم و میدانستم تازه به اینجا تغییر مکان داده و اینجا را منزلم میدانستم . در اینجا یک فضای بزرگ حیاط مانند بود که در شرایطی در نظرم است کف آن فرش بود و جاهائی هم شاید نبود . این به دلیل تازه آمدن به آن مکان بود چون قصد داشتم تمام محوطه را آماده برای زندگی کنم . در اصل میدانستم خانه قبلی من فضای آن آسانسور یا راه پله بوده و حالا آمده ام روی این پشت بام جنوبی آن راه پله یا آسانسور زندگی کنم . در اینجا در شرایطی یادم است ها ( و ) همراه با خانواده و ، برادر خانم زن ، دیدنم آمده بودند . میدانستم اینها مدتها بوده ( از عید تا حالا ) میخواسته اند دیدنم بیایند و حالا آمده اند . در اینجا من بدلیل تازه تغییر مکان کردن دست و پایم بسته بود و نمیدانستم چکار کنم . از طرفی قصد داشتم برای آنها غذا و آنطور که در ذهنم است مرغ بپزم و از طرفی آنها تصمیم داشتند کمی باشند و بروند . در اینجا در صحنه ای هم دیدم در جاهائی که فرش نیست لبه فرشها آشغال هائی است که باید جارو شود و من مثل اینکه یک جا ، جاروئی دستم بود و داشتم آن آشغالها را جارو میکردم . شاید جارو میکردم و آشغال ها را زیر فرشها میراندم و شاید هم آنها را جائی جمع میکردم . در خواب جنس آشغالها یادم بود ولی الان یادم نیست . آن آشعال ها چیزهای بدرد بخور بود و آشغال های بدرد نخور نبود . منظور منهم دور ریختن نبود بلکه جمع کردن در جائی مثل زیر فرش برای پیدا نبودن بود . صحنه دیدن میهمان ها به این صورت بود که یادم است و برادر خانم را حتماً دیدم و در نظرم است و خانم را هم دیدم . میدانم بقیه اعضاء خانواده آنها هم بودند . در نظرم است آنها با ماشین شورلت سفید رنگ دیدنم آمده بودند ولی من ماشینی یادم نیست دیده باشم . میتوانم بر اساس موارد خواب شناسی حدس بزنم همان آسانسور یا راه پله بلند دراز به سمت بالا ماشین سفید رنگ شورلت آنها بوده و آنها از آن راه پله به روی پشت بام که محل مسکونی جدید من بود آمده بودند .    
توضیحات و یافته ها : دیشب توجه زیادی به تصویر رسم شده دندان در صفحه 519 کتاب بافت شناسی پایه داشتم و در رابطه با خواب کار بزاق در دهان تایخ 10/1/71 مطالب شناختی نوشتم . فکر میکنم و البته حتم دارم  خواب دیشب من در پاسخ به افکار قبل از خواب من و در رابطه با دندانها بوده . آن فضای چهار گوش دراز به سمت بالا هم که شکل فضای یک آسانسور بود میتواند تصویر دندان یاد شده در کتاب بافت شناسی پایه صفحه 519 باشد . بنظر من چمدانهای روی هم و خم شده از بالا به میانه فضای چهار گوش ، مینای دندان بر روی عاج دندان بوده و خواهر من با گذاشتن دستها به چمدانها ی خم شده و نگهداری آنها همان عاج دندان در زیز مینای دندان بوده . بهر صورت و ترتیب این خواب باید اینگونه مورد توجه قرار گیرد و تفسیر شود . ضمناً دیشب پیش بینی کردم اگر خوابی ببینم  در رابطه با افکار من و مسائل دندانهایم خواهد بود که چنین بود و چنین شد .
یافته ها : . . همانند و یکی بودن : راه پله : : آسانسور 2.211 . . من یا دیگران : من لیگمان یا رباط دور دندانی بوده ام : : در این خواب من در روی پشت بام دیگر مینای دندان نبوده ام بلکه دنباله مینای دندان یعنی لیگمان یا رباط دور دندانی بوده ام که از طرفی به سیمان و عاج دندان واز طرفی به استخوان حباب دندان متصل است ، فکر میکنم به همین دلیل بوده که نوشته ام دست و پای من بسته بود 18/2/78 - 6.37 . . نکته ها و دلایل : کار مینا و عاج دندان : : کار مینا و عاج دندان گرفتن احساس از بیرون و دادن به مغز دندان از یک طرف و گرفتن احساس از درون و و دادن احساس به بیرون و لثه ها از طرف دیگر است 18/2/78 11.21 . . نکته ها و دلایل : جارو کردن آشغال های کنار فرش به زیرفرش روی پشت بام ، انتقال دادن پیام های لثه و دندان به پیگمان یا رباط دور دندانی بوده 18/2/78 11.21 . . گفتمان خواب و بیداری : فضای چهارگوش مستطیل عمودی : : دندان 12.550 . . گفتمان خواب و بیداری : فضای بلند یک آسانسور : : دندان . . گفتمان خواب و بیداری : پشت بام / پایان راه پله ها یا آسانسور : : لثه ها و چین پوستی اطراف دندان . . گفتمان خواب و بیداری : من بالاتر از چمدانها / بالاتر از پشت بام جنوبی : : تاج دندان . . گفتمان خواب و بیداری : خانم زن خواهر : : کوتیکول . . گفتمان خواب و بیداری : ماشین شورلت سفیدرنگ : : مینای دندان 12.551 . . گفتمان خواب و بیداری :  چمدان : : دندان 12.564 . . تفسیرها : 4/6/77 - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در رابطه با فضای دهان و دندان ها است . . معانی و مفاهیم : یادم نیست طاقی برای این فضا دیده باشم ولی بنظرم میآید طاقی داشته : : خود من بالای چمدان ها همان مینای دندان و در اصل طاق دندان بوده ام 5/12/90 . . گفتمان خواب و بیداری : پشت بام جنوبی : : لثه پائینی دهان . . معانی و مفاهیم : روی پشت بام جنوبی : : توی لثه پائینی . . معانی و مفاهیم / من یا دیگران : و حالا آمده ام روی این پشت بام جنوبی آن راه پله یا آسانسور زندگی کنم : : من بخش داخل لثه ای مینای دندان بوده ام . . معانی و مفاهیم : در اینجا من به دلیل تازه تغییر مکان کردن دست و پایم بسته بود و نمیدانستم چکار کنم : : این بسته بودن دست و پایم نشان دهنده درون لثه قرار گرفتن مینای دندان بوده در صورتی که در شرایط قبلی من یا مینای دندان دست و پایم بسته نبود . . معانی و مفاهیم : آنها با ماشین شورلت سفید رنگ دیدنم آمده بودند : : مینای سفید دندان بستری برای حرکت پیام از بالای دندان به درون لثه بوده . . پیش بینی ها :  ضمناً دیشب پیش بینی کردم اگر خوابی ببینم در رابطه با افکار من و مسائل دندانهایم خواهد بودکه چنین بود و چنین شد . 5/12/90 . .

هیچ نظری موجود نیست: