۱۳۹۳ مرداد ۱۱, شنبه

زهرا با صدائی نوک زبانی

2584
  17/8/77
زهرا با صدائی نوک زبانی

1
1

1450
چکیده خواب : یک جا یادم هست جلو بانکی در سمت شرق بودم ، درست در جائی ایستاده بودم که نه بیرون بانک بودم و نه توی بانک ، با چهره ای مثل فرزندش مقابلم کمی در سمت راست طرف جنوب غربی ایستاده بود ، مثل اینکه خانمش پشت سر من طرف شانه راست من ایستاده بود ، در نظرم است طرف صحبت و شخصی بود در کنار سمت چپ من که او را رئیس بانک میدانستم ، نمیدانم من نشسته بودم یا چگونه بود که برای نگاه کردن به یا و رئیس بانک می باید به بالا نگاه میکردم ، مثل این است که من در میان آن سه نفر بودم منتها با ارتفاعی خیلی پائین ، البته میدانم ایستاده بودم ولی نمیدانم چگونه بوده که خیلی پائین تر از آنها بودم ، ... وام قالی ، ، ، پارک ، پریدن بالا و پائین ، حیوانی با شکل و پوزه گراز ، ترقه ، زن ... ،
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
# این خواب تکمیل خواهد شد #


هیچ نظری موجود نیست: