|
2539
|
30/4/77
|
لذتبخش ترین احساس امروز و امشب من
چه احساسی بوده
|
×
|
1
|
1
|
|
1411
|
|
♣ تمام خواب : ساعت شش و پنجاه و یک دقیقه صبح . دیشب خوابی جالب دیدم
فقط یک صحنه آن یادم است که در جائی با شکل و شرایط یک روستا بصورت فضاهای بالا
و پائین بودم . این مکان سرسبزی یک روستا را داشت ولی کهنه و فدیمی نبود . این
روستا امروزی و ساختمانهای آن پراکنده و معمولی بود . یک صحنه یادم است بطور
پراکنده کسانی را در حال آمدن دیدم و متوجه شدم آنها ریخت و قیافه آدمخوار ها را
دارند . چهره آنها مثل سیاهپوستان آفریقائی با آن آرایش های عجیب و غریب بود که
قبلاً در کتابها - مخصوصاً در اطلاعات هفتگی - دیده ام و آنها را آدمخوار دانسته
ام . من در خواب دیشب خود چنین افرادی را بصورت یک گروه اما با فاصله هائی از هم
در حال آمدن دیدم و مثل اینکه گفتم آدمخوارها آمدند . بعد متوجه شدم آنها متوجه
این حرف من شدند و حالت خاصی برای این حرف به من دست داد . حالتی بین ترس و
پشیمانی که البته مساله ای پیش نیامد و آنها به همان صورت در حال آمدن بودند .
آنها هر چند یک گروه باهم بودند ولی هر کدام با دیگری فاصله داشت و کنار هم
نبودند . آنها با آرامش در حال آمدن بودند ولی توجه به اطراف خود وشرایط زمان و
مکان داشتند . یادم است من رویم به سمت جنوب شرقی و شرق بود و آنها از طرف شمال
شرقی به سمت جنوب غربی در حال آمدن بودند . فضای این ده که بصورت فضاهای بزرگ
شده صحرا مانند بود ، در جاهائی حالت بالاتر و پائین تر داشت ، به همین دلیل
وقتی آدمخوارها در حال آمدن به طرف من و محوطه باز جلو من بودند متوجه شدم کمی
دورتر یکی دوتا از آنها در مقابل من به پائین سقوط کردند و باهم به پائین
افتادند . بعد یادم است از بالای آنجا داشتم به پائین نگاه میکردم چهره این دو
فرد سقوط کرده به همان صورت آدمخوار نبود بلکه کمی سفید پوست تر و بدون آرایش
آدمخواری بود . یعنی چهره آنها به چهره انسان معمولی نزدیکتر بود ولی باز آنها
را همان آدمخوارها میدانستم . در اینجا اینطور در ذهنم بود که یکی از آنها مرد و
یکی زن است ولی تفاوت فاحش زن و مردی در بین آنها ندیدم و تقریباً مثل هم بودند
. چیزی هم از سرباز میدانم حالا چگونه بود نمیدانم . شاید یکی از آنها را سرباز
دانسته ام و شاید هم طوری دیگر بوده . بعد هم مسائلی دیگر در خواب من بود که
یادم نیست . 1 - افراد دیده شده که من آنها را آدمخوار میدانستم سیاهپوست و
آرایشی مثل آرایش آدمخوار های مطرح شده در روزنامه ها و مجلات داشتند . 2 - آنها
هرچند همگی باهم بودند ولی در حال آمدن فاصله های معینی با هم داشتند . 3 - آنها
در حال آمدن با احتیاط بودند و در حال توجه به این مساله بودند که به آنها حمله
نشود . 4 - آنها رفتار کسانی را داشتند که به محیط وارد شده شناخت ندارند . یعنی
آن مکان صحرائی بالا و پائین برای آنها نا آشنا بود و آنها برای اولین بار بود
به آن محوطه میآمدند . 5 - من با دیدن آنها یک حالت ترس پیدا کردم ولی مساله ای
برای من پیش نیامد . 6 - خواب من صحنه های دیگری هم داشت که یادم نیست . 7 -
دیروز عصر یک نزدیکی لذت بخش جنسی داشتم . فکر میکنم و البته حتم دارم خواب من
در رابطه با این نزدیکی جنسی است . ♠
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ شهریور ۱, شنبه
لذتبخش ترین احساس امروز و امشب من چه احساسی بوده
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر