2545
|
25/5/77
|
دوختن پیراهن برای ناهید ...
|
1
|
1
|
1417
|
||
♣ چکیده خواب : ساعت دو و سه دقیقه بعد از نیمه شب . ... در ابهام یادم
است توی کوچه ای که شاید کوچه باغ یا کوچه ای بوده که به سمت باغ میرفت بودم و
کسان دیگری هم با من بودند . ♂ یا محمد ... ، میباید برای ناهید
دختر ... یک پیراهن میدوختم یا میدوختیم ، توی محوطه ای باغ مانند ، محوطه ای
خیلی بزرگ با زمین بیابانی ، زمین آن بصورت پستی و بلندی بیابانی یا بالا و
پائین ، دو قسمت یک پیراهن در دستم بود ، من میخواستم دو قسمت بالا تنه و پائین
تنه را بهم وصل کنم . یک جا متوجه بودم همین بالا تنه پیراهن که شامل دستها هم
میشد بطور عمودی در میانه شانه از دو قسمت بهم دوخته شده درست شده و پائین
پیراهن هم که از توی شانه به پائین بود از دو قسمت درز گرفته شده بطور عمودی بود
، ...
توضیح : علت دیدن
این خواب تلفن دیشب ♂ است که میخواست بفهمد من مأموریتم
را انجام داده ام یا نه . اصل قضیه این است که او از من خواسته بطور خصوصی از ♀
خواستگاری کنم و نظر او را بدانم تا اگر نظرش موافق بود رسماً پدر و مادرش را
برای خواستگاری بفرستد . ... فکر میکنم خواب من در پاسخ به این افکار بوده .
# این خواب تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۳ مرداد ۲۶, یکشنبه
دوختن پیراهن برای ناهید ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر