2580
|
14/8/77
|
ماشین غلامعلی ، دو سه روز تعطیل
|
1
|
2
|
1448
|
||
♣ چکیده خواب : ساعت هفت و بیست دقیقه صبح . سوار بر ماشینی سواری بودم
، من مکان خودم را خیابان میدانستم ، روبروی من جوان هائی مشغول فوتبال بازی ،
منظره خیابان و فضا یک روز تعطیلی بود ، در صحنه بعد در مسیر غربی شرقی همین
خیابان در حال آمدن به سمت شرق بودم ، این بار توی خیابان بودم و با نرمی
رانندگی میکردم ، شتاب اولیه ام برای حرکت به سمت شرق زیاد بود بطوری که بنظرم
رسید جلو ماشین بدلیل سرعت و شتاب اولیه کمی بالا آمده ، جائی از خواب میدانستم
ماشین پیکان ♂ دستم است و اینطور میدانستم که دوسه
روز میتواند دستم باشد . حسینیه قدیم تیران ، روی ماشین به سمت شرق و نزدیک به
ایوان های سمت شرق بودم ، سمت چپ من شخصی با دوچرخه یا سه چرخه بچه گانه ای
ایستاده بود ، کِرمک چرخ ، قیافه شخصی که با دو چرخه بچه گانه از من کِرمک
میخواست مثل قیافه آقای ... ( ♂ ) همکلاسی سابق دبستانی ام بود که
قدی کوتاه دارد و الان پیر مردی شده . ...
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
# این خواب تکمیل خواهد شد #
|
|||||||
۱۳۹۳ مرداد ۱۲, یکشنبه
ماشین غلامعلی ، دو سه روز تعطیل
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر