۱۳۹۳ مرداد ۲۶, یکشنبه

بالای گودال در فکر پریدن توی گودال

2542
14/5/77
بالای گودال در فکر پریدن توی گودال

1
1

1413
تمام خواب دیشب : ساعت یازده و ده دقیقه شب . اینطور یادم است که روبروی من گودالی در زمین بود و من تصمیم به پریدن توی آن گودال داشتم . در شرایطی یادم است از بالای گودال که حالت چهار گوش مستطیل شکل بلندتر از قد انسان داشت مشغول نگاه به توی گودال و در فکر ارتفاع آن برای پریدن بودم و اینکه میتوانم به ته گودال بپرم یا نه . در شرایطی هم یادم است توجهم به این مساله جلب شد که دیدم در سمت راست و سمت چپ من راه پله هائی به سمت کف گودال وجود دارد . من به فکر استفاده از راه پله نبودم بلکه تصمیم داشتم از همان بالا به ته گودال بپرم . یک جا هم یادم است در دیواره نزدیک به کف گودال در سمت خودم خطوطی از جنس زمین مثل خطوط لایه های زمین دیدم و داشتم فکر میکردم ببینم قد من تا کدامیک از این خطوط میرسد . ضمناً فکر میکردم از همان بالای گودال اگر آرام پائین بروم یا آویزان شوم چقدر فاصله برای پریدن من به کف آن گودال میماند و آیا این فاصله مانده بعد از پریدن من باعث درد و مشکل برای من نخواهد شد . ساعت یازده و بیست و چهار دقیقه شب .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: