۱۳۹۳ مرداد ۱, چهارشنبه

پردازش و گذشتن از دیوار کاهگلی

2653
10/6/80
پردازش و گذشتن از دیوار کاهگلی

1
1

1487
تمام خواب : ساعت شش و بیست و هشت دقیقه صبح . ... الان صبح ساعت شش با زنگ ساعت بیدار و متوجه شدم خوابی داشتم میدیدم . هرچند از داغی مغز سرم متوجه هستم که دیشب خوابهای زیادی دیده ام اما آخرین آن به این صورت بود که تقریباً میشود گفت از دریچه ای یا دیواری در طرف شرق توی ایوانی بودم و نگاهم به دیوار کاهگلی مقابلم بود . از نظر خواب شناسی حدس میزنم باید خودم آن دیوار کاهگلی بوده باشم . اینطور یادم است که شخصی مشغول کاری روی این دیوار بود و من آن کار را تقریباً پردازش کاهگل های روی دیوار میدانم بود یعنی او داشت کاری بنائی روی دیواری کاهگلی میکرد و آن کار در نظر من کاری مثل پردازش کاهگل های کشیده شده روی دیوار بود ، مثل کسانی که گچ روی دیوار میکشند و بعد روی آن گچ را پردازش میکنند آن شخص هم مشغول پردازش روی دیوار بود . بعد مثل اینکه از دری کوتاه یا دریچه ای رفتم آنطرف دیوار و در همین حال متوجه بودم پراکنده شده های کاهگل در حال پردازش به من نمالد و این در حالی بود که دیدم آن شخص کننده کار آن کاهگل ها به بدن او و سرو صورتش پاشید و مثل اینکه در حال رفتن به آن سمت دیوار توجهم به سمت شمال و آن دیوار جلب شد و الان که بیدارم این نتیجه را از این صحنه میگیرم که هنگام نگاه به دیوار و بعد گذشتن از آن و بعد جلب شدن توجهم به دیوار در سمت شمال و بعد بودنم در طرف غرب و توجه به دیوار در سمت شرق باید خود من همان دیوار کاهگلی در حال پرداخت شدن کاهگل های روی آن باشم . تقریباً میشود گفت آن دیوار کاهگلی در حال پردازش بوده ( ام ) . البته من دیوار را بصورت کاهگلی اما کاهگلی سفید رنگ یعنی چیزی مثل گِل سفیدی که به دیوار میزنند دیدم ، یادم است کاه های توی کاهگل را هم دیدم که آنها هم حالتی سفید رنگ داشت یعنی کاه ها هم همشکل کاهگل بودند . بهر صورت پرداخت دیوار کاهگلی یا پردازش آن مثل اینکه با دستگاه بخصوصی بود که من آنرا ندیدم ، صدای آنرا میشنیدم صدای آن مثل دستگاه هائی بود که بناها با آن سنگها را میتراشند ( مثل صدای دستگاهی که همسایه پشتی منزلمان دارد و من روزها صدایش را میشنوم ) کننده این کار وقتی پشت دیوار ( احیاناً توی ایوان بودم ) بنظرم میآید جوانی بود با قامت جوانی که او را شخصی دانا و و با سوادی بالا میدانستم البته هر چند آن جوان کاری بنائی میکرد اما او را جوانی با فهم و با سواد مثلاً در حد دکتر میدانستم و شاید دکتر ولی تیپ و چهره او به دکتر نمیخورد چون دکتر کمی کوتاهتر و چهره ای پیرتر است اما شخص دیده شده در خواب دیشب من که مشغول پرداخت کردن دیوار گلی بود تیپ و چهره ای جوان و با فهم و شعور بالا به نظرم آمده بود . بهر صورت یادم است هنگام گذشتن از توی دیوار و رفتن به آن سمت بنظرم رسید نکند در این جایجا شدن من همانند آن جوان انجام دهنده کار پراکندگی آن پرداخت کاهگل ها به منهم بپاشد یا بمالد و برای همین وقتی به آنطرف دیوار رفتم دستی به موهای جلو سرم کشیدم دیدم مثل اینکه آن کاهگل های در حال پرداخت سفید رنگ به موهای جلو سرم مالیده . بعد هم یادم است نگاهم به سمت شرق و به روی دیوار کاهگلی سفید رنگ بود و متوجه شدم دارد به دیوار کاهگلی که البته این دیوار کاهگلی بصورت راست و عمود نبود و حالتی مایل نسبت به مسطح و عمود بودن داشت شکل خاصی میدهد به این صورت که دیدم دارد با دست و مشت حالت گودی و برجستگی به گِل دیوار کاهگلی میدهد و آنرا بصورت هیکل و بدن شیر در میآورد . صحنه دیدن به این صورت بود که دیدم داشت با مشت دست روی کاهگل نرم دیوار فشار میآورد تا برجستگی رانهای شیر نمایان شود و کلاً کار فشار دادن کاهگل نرم دیوار برای برجسته شدن کاهگل و شکل گرفتن آن دیوار و کاهگل آن بصورت هیکل و بدن یک شیر بود ( الان یادم آمد هرچند دیوار گلی تصویر آن بصورت شیر جنگل در میآمد ولی رنگ آنهم بصورت سفید و سفیدی رنگ شیر خوراکی بود ) بیشتر این صحنه یادم است که با مشت به دیوار کاهگلی شیری رنگ دوبار فشار آورد و با هر فشار یک فرو رفتگی گودال مانند در جائی مثل پایان شکم شیر بوجود آمد که همین برجسته شدن ران سمت چپ شیر و مشخص شدن حد ران و شکم انجامید در این صورت میتوان گفت شیر بصورت جنوبی شمالی بوده و بود شاید بتوان گفت این مکان مثل ایوان قدیمی منزل پدری ام و دیوار دیوار ایوان و اظاق زن عمویم بود که البته یادم است وقتی جائی مثل توی ایوان بودم یادم است بالای سرم با آن شخص کننده کار طاق بود ولی وقتی جائی مثل توی اطاق زن عمویم بودم طاق در نظرم نیست دیده باشم یا بوده باشد ، مسائل دیگری هم خواب دیدم که یادم نیست . دیشب ساعت یازده شب به دکتر در شمال زنگ زدیم و با دکتر و خانمش صحبت کردند . اطمینان دارم مسائل دیروز و دیشب دلیلی برای دیدن خواب شده و نکته جالب خواب من ارتباط بین به معنی شیر کوتاه قد و قد به معنی چهره شیر است که در خواب دیشب من این موضوعات با هم مطرح شد .
یادداشت اول خواب : دیروز با و و بچه ها رفتیم صحرا . ناهار جائی نزدیک سه راهی علویجه توی زمین باغی نشستیم . بعد به قهریزجان منزل رفتیم . آنجا با و همراه با خانواده هایشان بودند . ( ، ، ) و دختر . دائی هم نیم ساعتی آنجا بود . اول با و بحث خواب و رؤیا شد و من کمی در اینباره صحبت کردم بعد صحبت هیپنوتیزم کرد . بعد هم آنها رفتند و ما رفتیم حسن آباد . علت نوشتن این داستان این است که دیشب خوابی دیدم که در آن در خواب من بود و چون ارتباطی بین دیروز و دیدن در خواب میبینم میخواهم خواب خودم و ارتباط موجود در آنرا بنویسم .
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: