۱۳۹۳ مرداد ۶, دوشنبه

زلزله ، کوهپایه ، نیروهای عراقی

2620
30/5/78
زلزله ، کوهپایه ، نیروهای عراقی

1
1

1476
تمام خواب : ساعت هشت و پانزده دقیقه صبح . دیروز مطالبی در دنباله یادداشت مقدمه ای بر خواب و رؤیا نوشتم و توجهم بیشتر به مرحله دوم از خواب rem جلب شد . در اصل بیشترین توجهم به پایه مغزی ، پل مغزی ، و بصل النخاع بود . فکر میکنم بدلیل همین توجه دیشب خوابی در این رابطه دیدم که فراموشم شده فعلاً بطور خلاصه مینویسم . 1 : در این خواب جائی مثل کوهپایه ( بین اصفهان و نائین ) بودم و در کوهپایه سمت شمال توجهم به کوهپایه سمت جنوب جلب بود متوجه شدم هواپیماهائی از نیروهای عراقی در دامنه کوهپایه سمت جنوب ظاهر شدند و نیروهای عراقی با خودروها و تانک ها شروع به پیاده شدن کردند . در یک لحظه متوجه یک تپه خاکی در عرض کوهپایه جنوبی در امتدادرشته کوه دیدم و دیدم به هر دلیل شروع کرد از سرازیری تپه خاکی خاکهائی به سمت پائین ( به سمت ما ) ریخته شود . یک جا فکر کردم این خودروها و تانک ها و نیروهای عراقی هستند که مشغول حمله به سمت ما شده اند و لحظه ای هم بنظرم رسید زلزله آمده و به دلیل وجود زلزله دارد این خاکها به سمت ما سرازیر میشود . 2 : من در دامنه کوهپایه شمالی بودم و توجهم به جنوب بود . ... ، کافه ، طویله ، مجاهد ، چمدان رمزی ، یادداشت هایم ، سؤال از من و ...
یافته ها : . . تفسیرها : - . .
#. این خواب تکمیل خواهد شد #


هیچ نظری موجود نیست: