۱۳۹۳ تیر ۳۰, دوشنبه

تفسیرخواب معنی نزدیکی با زن از عقب

2711
10/4/81
تفسیرخواب معنی نزدیکی با زن از عقب



×

تمام تفسیر و یافته‌ها : ساعت شش بعد از ظهر . امروز با دانستن این موضوع که ( ) میتواند در خوابهای من سمبلی برای ماهیچه ها باشد توجهم به خواب 27/10/71 با سؤال معنی نزدیکی با زنی از عقب جلب شد . متوجه شدم داستان این خواب نمایش یک نزدیکی از عقب از دید و نگاه پنیس میباشد که به نیمی از مفاهیم آن دست یافته بودم و امروز توانستم به تمام مفاهیم آن پی ببرم . فعلاً تفسیر این خواب : 1 - در یادداشت قبل از خواب آنشب اینطور نوشته ام « امشب به این فکر افتادم که در یکی دو خواب از عقب با زنی نزدیکی کرده ام و بیشترین لذت جنسی را برده ام ، میخواهم این سؤال را مطرح کنم که معنی نزدیکی از عقب یعنی چه و معنی این صحنه خواب که دیده‌ام به سرعت زیر جامه زنی یا دختری را پائین میکشم و میخواهم تناسلی ام را توی عقب او فرو کنم چیست ، چرا بیشترین لذت را از اینگونه خوابهای سکسی میبینم در صورتی که در خوابهای سکسی دیگر به این اندازه لذت جنسی نمیبرم . بهر صورت در خواب معنی نزدیکی با زنی از عقب چیست و این موضوع یعنی چه . الف : جملات بالا یادداشت قبل از خواب آن شب من میباشد که نشان دهنده فکر من در آن زمان قبل از خواب است . اطمینان دارم خواب دیده شده در پاسخ به سؤال و داستانی برای یک نزدیکی از عقب میباشد . 2 - در شروع به تعریف رؤیا ایتطور نوشته‌ام « دیشب نیمه های شب یک بار بیدار شدم و خوابی ناراحت کننده دیده بودم ولی بلند نشدم بنویسم و یادم رفته ، بیشتر خواب من یک حالت روحی ناراحت کننده بود و شاید یک انتظار کشدار تنفسی . بهر صورت نمیدانم چی بود ولی یک حالت کشدار روحی تنفسی بود » . الف : افراد دیده شده در خواب تماماً همکاران من بوده‌اند . به این ترتیب خود من میتوانم یکی یا تمام آن همکاران باشم . از آنجا که یکی از همکاران بوده ، شخص من در این صحنه از خواب در حالت روحی ناراحت کننده کشدار و در حال انتظار ، همان صحنه های بعد بوده ام . ب :   از آنجا که میدانم در صحنه های بعد سمبلی برای پنیس بوده میپذیرم خودم در صحنه بالا در یک حالت کشدار روحی تنفسی، تناسلی  بوده‌ام . ج : این حالت انتظار در خواب با آن شرایط روحی ، شرح انتظار پنیس برای ورود به آنوس در بیداری بوده . به باور من، این انتظار برای پنیس یک انتظار برای گشاد شدن آنوس با یک روند آرام توسط پنیس بوده که در شرایط روحی فوق میتواند یک حالت کشدار تنفسی به انسان وارد کند .
در حاشیه : یک - سه شنبه 18/4/81 ساعت نه و پنجاه و پنج دقیقه صبح ... پلاک 34 . صبح خوابی دیدم که میدانم در باره درد پاشنه پای چپم است . آن خواب را یادداشت و شناخت خوبی از آن پیدا کردم به این صورت که اکنون میدانم در خوابهای ما درد میتواند بصورت دود ظاهر شود .
3 - در رابطه با خواب 27/10/71 با سؤال معنی نزدیکی، بعد نوشته ام اَلآن وقتی بیدار شدم مثل اینکه جائی بیابان مانند بودم . جائی مثل دامنه تپه ای در دید من بطور محدود بود . از سمت من به روبرو کمی سربالائی بود . الف : در خوابهای ما بیابان سمبلی برای پوست بدن با نگاه از زاویه دید یکی از گیرنده های حسی است ، برای مثال دیدن بیابان میتواند نگاه چشم به پوست یا احساس لمس پوست توسط انگشت یا کف دست و یا تماس و لمس هر نقطه بدن با نقطه ای دیگر از بدن خودمان یا دیگران باشد . دراین خواب از آنجا که پذیرفته ام داستان خواب از نگاه پنیس به گفتمان درآمده و از طرفی با توجه به سؤال مطرح شده و داستان خواب بالای صددرصد میپذیرم بیابان دیده شده در خواب، تماس پنیس با باسن و شیار باسن و آنوس طرف مقابل در بیداری بوده . ب : نوشته ام جائی مثل دامنه تپه ای در دید من بطور محدود بود : تپه دیده شده باسن طرف مقابل و دامنه تپه سرازیری باسن به سمت شیار میانی باسن بوده ، محدود بودن نیز محدود بودن پوست باسن در اطراف آنوس در تماس با گلانس پنیس بوده . ج : نوشته ام از سمت من به روبرو کمی سربالائی بود . دیدن این سربالائی با توجه به اینکه نگاه از زاویه دید گلانس پنیس بوده میتواند سربالائی باسن با شروع از آنوس به سمت روی باسن باشد . 4 - بعد نوشته ام یادم است داشتم صدای را میشنیدم که داشت با کسی جرو بحث میکرد . مفهوم حرف او دفاع از کسی یا چیزی بود مثل اینکه از یک مشتری داشت دفاع میکرد . در خواب میدانستم چی میگوید ولی اَلآن نمیدانم چی بود . او در جائی که من بودم نبود ولی صدایش را میشنیدم و حرفش را میفهمیدم ولی نمیدانم چی میگفت .
در حاشیه : دو - ساعت یازده و سی دقیقه صبح . اَلآن بعد از یک استراحت که مشغله‌ام فکری دیگر بود، میخواهم این یادداشت را ادامه دهم . در این استراحت متوجه شدم خواب 17/12/71 با عنوان حاشیه رودخانه، خوابی در رابطه با پرده های مغز و اختصاصاً در رایطه با سخت شامه مغز است بطوری که خانه های حاشیه رودخانه در توی رودخانه سمبلی برای بخش روئی سخت شامه و رود بدون خانه سمبلی برای بخش زیری سخت شامه در تماس با آراکنوئید و این هر دو لایه سخت شامه همان رودخانه دیده شده درخواب 17/12/71 با عنوان حاشیه رودخانه . بهر صورت
 ادامه تفسیر : الف : در تفسیرخواب موضوع این یادداشت صدای انتقال پیامهای حرکتی حسی آمده از بالای مغز صاحب آنوس به ماهیچه های اطراف مقعد و از آنجا انتقال به گلانس پنیس بوده . خود با نام ، ماهیچه های اطراف مقعد یا پیامهای رسیده به آن از پرده های مغز اختصاصاً پیامهای بایگانی شده در لایه روئی سخت شامه بوده . ب : خود من هنگام شنیدن صدای پرده های مغز خودم با گیرندگی حسی ماهیچه های پنیس و گلانس پنیس بوده ام . ج : از آنجا که آنوس میتواند فروشنده و پنیس خریدار باشد دفاع از مشتری به این معنی است که صاحب آنوس در لحظه نزدیکی، رعایت حال خریدار یا مشتری که پنیس باشد را میکرده و با هماهنگ شدن با پنیس شرایط دخول پنیس در آنوس را مهیا مینموده ، این مهار کردن زمینه برای دخول همان چیزی است که در رابطه با کار و نظر و نوشته و توضیح داده‌ام . دال : دفاع از مشتری، شکل دادن به باسن و اطراف آنوس یرای ورود پنیس به آنوس بوده . در اصل میشود گفت در این زمان صاحب آنوس با رضایت برای نزدیکی با یک انبساط و شل کردن ماهیچه های باسن و آنوس زمینه دخول پنیس به آنوس را مهیا میکرده . هه : معنی این جمله که نوشته ام او در جائیکه من بودم نبود ولی صدایش را میشنیدم و حرفش را میفهمیدم این است که در آن لحظه او یا ماهیچه های مقعد بوده . ماهیچه هایی که در تماس با پنیس نبوده اما پیامهای حرکتی حسی رسیده به این ماهیچه ها بصورت صدا در پوست انتشار می یافته ، شنیدن صدای ، رسیدن این پیامها به پنیس از طریق پوست آنوس بوده . فهمیدن حرف او هم اعمال انجام شده طرف مقابل برای همکاری با پنیس برای دخول بوده . ساعت دوازده و شش دقیقه بهتر است فعلاً بروم فیلم دادرس را از کانال اصفهان ببینم . 5 - ساعت چهار و نه دقیقه بعد از ظهر . بعد نوشته ام دیدم از سمت چپ روبروی من چیزی دست است که با آن چیز و جلو آمدن خودش ، دارد یک جوی خاکی روی زمین را گودتر و گشادتر میکند . حرکت و کار او هم حالت بولدوز و کار بولدوزر داشت . مثل این بود که وسیله ای مثل چاره های باریک و بلند آجیل فروش ها منتها به ابعادی بزرگ (تقریباً قد خودش) یا به اندازه گودی و گشادی دهانه جوب دستش بود و با این وسیله داشت بطرف من و روبروی من میآمد و زمین را که میدانستم آنجا جوب است گودتر و گشادتر میکرد . من این کار را چیزی دنباله همان حرف او میدانستم . بهر ترتیب او به سمت روبروی من آمد و من دیدم جوبی گودتر و گشادتر بوجود آمد . در این حال دیدم از سمت راست من بطرف آمد و میخواست در باره جوب نظر بدهد و نظر داشت . الف : همانطور که نوشتم سمبلی برای ماهیچه های مقعد و اطراف مقعد بوده ، و دست او سمبلی برای پوست اطراف مقعد . با شناخت من نیز سمبلی بوده برای پنیس و انتظار او برای ورود به آنوس با کمک . ب : یادم است در سمت راست من بود که به این ترتیب سمت چپ روبروی من میتواند سمت چپ روبروی باشد که همان خود من بوده ام . دلیل من داستان اول خواب است که نوشته ام یک حالت روحی ناراحت کننده کشدار و شاید یک انتظار کشدار تنفسی داشتم . بنظر من همان طور که قبلاً نیز نوشته ام خود من همان و همه سمبلی در مقابل آنوس و اطراف آنوس بوده ایم . ج : دست سمبلی بوده برای پوست که در این خواب میتواند پوست اطراف مقعد عصب گیری شده از اعصاب خاجی 3s 4 s 5s   باشد . جوی خاکی روی زمین نیز شیار باسن یا همان چاره باریک آجیل فروشها بوده که با آن در حال گود کردن جوی بوده . دال : در اصل جوی خاکی که دست بوده و چاره توی دست تماماً شیار بین دو باسن ، عصب گیری شده از اعصاب خاجی نام برده بوده . گشاد کردن جوی آب وآمدن به سمت من بازتر شدن شیار باسن و نزدیکتر شدن به پنیس بوده . در واقعیت اینطور بوده که در یک عمل نزدیکی با عقب نزدیکی کننده با گذاشتن گلانس پنیس به میان باسن طرف مقابل درحال باز کردن راه برای ورود به آنوس بوده و طرف مقابل نیز با این برنامه همکاری داشته و با رضایت راه را هموار میساخته . هر چند در ظاهر امر بایدکار پنیس تعبیر به کار بولدوزر شود ، ولی در خواب کار باسن یا شیار میان باسن بصورت بولدوزر نشان داده شده . ازآنجا که میشود کار پنیس را کاری بولدوزر مانند برای ورود به میان شیار باسن یا جوی دیده شده در خواب دانست کار همانند آن توسط باسن نیز میتواند کاری مانند کار بولدوزر یا پنیس باشد . 6 - بعد نوشته ام نمیدانم سمت چپ و جوی درست شده توسط او که مقابل من آنطرف جوی باشد، دیواری بود یا مانعی دیگر که دیدم فاصله ای بین جوی و آن مانع هست و به نظرم آمد باید این فاصله باشد و جوی نزدیک آن مانع نباشد . هم نظرش همین بود و در این حال هم از همان طرف سمت راست من آمد و نظرش همان بود . الف : در اینجا از دید و نگاه پنیس مانعی برسر راه بوده که اول فکر شده دیواری است و بعد دیده شده فاصله ای بین جوی و آن مانع هست . بنظر من در اینجا گلانس پنیس به اول آنوس رسیده بوده و در تماس با آنوس قرار داشته بطوریکه اطراف آنوس مانع جلوتر رفتن و این چیزی غیر از جوی یا شیار میان دو باسن بوده . ب : نوشته ام به نظرم آمد باید این فاصله باشد ( این فاصله مانع باشد ) و جوی نزدیک آن ، مانع نباشد . کاملاً مشخص است که در اینجا جوی مانع نبوده بلکه آن مانع فاصله بین اینطرف و آنطرف جوی بوده که آن نیز چیزی جز دهانه ورود به آنوس نبوده . ج : نوشته ام خود من و پنیس بوده ، ازآنجا که هم از همان سمت راست من و نظرش همان نظر من و بوده میتواند او هم پنیس یا خود من باشد . دال : امین به معنی درستکار ، استوار ، و امانت دار است . حاجی نیز به کسی گفته میشود که خانه خدا را زیارت کرده و از نزد خدا آمده باشد ، از آنجا که پرده های مغز جایگاه خدای درون و پیامهای آراکنوئید ... است میتوانم بپذیرم پیامهای آمده از آراکنوئید به قشر منتشر مغز با واسطه گری نرم شامه که من آنرا صفحه کلید ورود به قشر مغز برای پرده های مغز میدانم بوده و چون نام او  است و به معنی یاری دهنده است میتواند پیامهای اخلاقی مغز در رابطه با این نزدیکی باشد . این پیامها با شناخت من در مسیر سیستم هرمی ( پیرامیدال ) به اعصاب خاجی میرسد که در آن لحظه نیز چنین شده و همه گونه رعایت برای آزار نرساندن به طرف مقابل شده . 7 - نوشته ام : مثل اینکه میخواست نقطه روبروی من در طرف کمی جوی نسبت به بقیه جاها بصورت دایره وار عریض‌تر شود و به نظر من اینطور رسید که از این نقطه جوی به سمت چپ پشت سر من هم خواهد رفت و نظر هم همین بود . الف : این جملات کاملاً اثبات کننده نظر من در باره این مساله است که این خواب داستانی برای یک نزدیکی از عقب با شخص مقابل است . در اینجا نکات بهتری نیز به ذهن میرسد وآن اینکه در اینجا گلانس پنیس و خود من باید پوست پنیس بوده باشم چرا که او نظرش این بوده که نقطه روبروی من در طرف کمی جوی نسبت به بقیه جاها بصورت دایره وار عریض شود . بنظر اینطور رسیده که از این نقطه ، جوی به سمت چپ پشت سر من خواهد رفت . جالب است خیلی خیلی جالب است، چرا که در شرایط تعریف شده تا اینجا ، این نوک گلانس پنیس است که در وحله اول در تماس با نقطه ورود به آنوس قرار میگیرد و اولین چیزی است که احساس میکند باید آنوس بازتر و گشادتر شود . در اصل فکر مسلط این بوده که در طرف من یا گلانس پنیس نمیتوانسته تغییری حاصل شود اما در طرف و گودی جوی که گودی شیار باسن بوده میباید جوی یا شیار باسن نسبت به بقیه جاها بصورت دایره وار عریض‌تر شود . جالب‌تر اینکه نوشته ام بنظر من اینطور رسید که از این نقطه، جوی به سمت چپ پشت سر من هم خواهد رفت . در واقعیت بیداری وقتی گلانس پنیس سوراخ آنوس را احساس کرده تشخیص داده که باید این سوراخ گشادتر شود چرا که این شناخت وجود داشته که باید پنیس وارد آنوس شود و درآن حال "جوی یا شیار باسن" بدلیل ورود پنیس به آنوس در جائی مثل آخر پنیس یا نقطه اتصال پنیس به ناحیه شرمگاهی قرار میگیرد  به نظر من این همان دانش من درآن لحظه بوده که میدانستم با دایره وار عریضتر شدن آن نقطه از جوی ، جوی به سمت چپ پشت سر من خواهد رفت که البته در واقعیت بیداری این کار وقتی انجام میشود که پنیس به تمام قد در داخل آنوس وارد شود . ب : نوشته ام نظر هم همین بود . این جمله نشان میدهد که طرف مقابل یا صاحب آنوس هم همین نظر را داشته و میدانسته وقتی دهانه آنوس دایره وار عریضتر شود پنیس وارد آن میشود درآنصورت پنیس داخل رکتوم جلو میرود و باسن او با ناحیه شرمگاهی پنیس تماس میگیرد . ج : فکر نمیکنم تا کنون در دنیای علم کسی با این راه و روش به یک نتیجه علمی رسیده باشد . اطمینان دارم اگر این نوشته هایم به دست نااهل بیفتد ... . 8 - بعد نوشته ام در اینجا نظر میداد و نظر او نظر کارشناسی بود و و هم قبول داشتند . یعنی فاصله داشتن جوی با آن مانع یا دیوار را تأیید کرد و درست بودن آنرا یاد آوری کرد و در باره این نقطه نزدیک منهم نظری داد . الف : نظر نظری کارشناسی و تصمیم گیری شده بود و این میتواند نماینده کل تصمیم گیری های ما در بیداری برای مسائل بیداری باشد که هر چند تا کنون فهمیده نشده مرکز این تصمیم گیری در مغز کجای آن است ولی من در این یکی دو سه ماه متوجه شده ام تصمیم گیر نهائی برای تصمیمات بیداری جائی جز پرده های مغز نیست و این پرده های مغز است که تصمیماتی میگیرد و از طریق نرم شامه به قشر منتشر مغز دیکته میکند . به این ترتیب یاری دهنده ای بوده که در واقعیت غیر از اینکه خواست و مسائل جسمی صاحب پنیس را در نظر میگرفته با دریافت اطلاعات مغزی طرف مقابل، مسائل جسمی صاحب آنوس و خواست او را هم در نظر میگرفته و سپس نظری کارشناسی میداده و این همان نظری بوده که مورد قبول ( صاحب پنیس ) و ( صاحب آنوس ) قرار میگرفته . ب :  نظر داده شده در اینجا تشخیص رسیدن به آنوس در وسط جوی بوده . 9 - بعد نوشته ام مثل اینکه اگر میخواستند با نظر من آن نقطه را بصورت دایره وار گشاد بگیرند فاصله جوب تا آن دیوار یا مانع حفظ نمیشد و مانده بودند چه‌کار کنند . من فکر کردم اگر بجای گشاد کردن جوی بصورت دایره ، جوب را در این نقطه گود کنند مساله حل میشود چون اینطو در نظرم بود که در این نقطه یک موتور آبکشی گذاشته میشود ، ضمناً اگر این نقطه گودتر باشد همیشه آب در گودی این نقطه خواهد بود . در این خواب موتورآبکشی همان پنیس و سیفون آن ختنه گاه پنیس بوده . آب منظور این خواب هم، احساسهای دریافت شده پنیس از آنوس است .

هیچ نظری موجود نیست: