۱۳۹۳ مرداد ۴, شنبه

یک پرچم سیاه در دست چپ مهناز

2628
3/11/78
یک پرچم سیاه در دست چپ مهناز

1
1  

1479
تمام خواب : ساعت هفت و چهل و سه دقیقه صبح . ... یادم است خواب دیدم توی اطاقی رو به غرب بودم و صبح زود بود . فکر میکنم از خواب بیدار شده بودم و هوا تاریک بود . در این حال متوجه شدم کسی یا کسانی پشت در اطاق هستند . مثل اینکه تازه از خواب بیدار شده به سمت در رفته بودم و شاید هم با صدای در به سمت در رفتم . درِ اطاق یک  در چوبی قدیمی دو لنگه بود ، اطاق هم اطاقی قدیمی و دراز بود ، نمیدانم از لای در نگاهم به بیرون افتاد یا چگونه بود که در مرحله اول ( از لای دو لنگه در ) یک پرچم سیاه با شعاری سفید روی آن دیدم . البته این پرچم سیاه را بصورت کامل ندیدم ولی در نظرم است در مرحله اول بخشی از آنرا دیدم و فکر میکنم روی آن شعار ... نوشته شده بود . نمیدانم خودم در را باز کردم یا چگونه شد که دیدم و پشت سر او مادرش دارند به سمت من توی اطاق می آیند . دیدن آن پرچم با آن شعار و تاریکی اطاق ، و اول صبح بودن یک حالت روانی خاصی در من پدید آورده بود که با دیدن و مادرش و لبخند منهم شاد و از دیدن آنها خوشحال شدم . اول و پشت سر او وارد شدند و نمیدانم بعد چی شد .
تفسیر : در این خواب پرچم سیاه در دست بود و مادر او در کنار و کمی عقب تر از او وارد منزل شد . بنظر من و همان دو لنگه در اطاق و ...
یافته ها : . . تفسیرها : - . .

هیچ نظری موجود نیست: