|
2628
|
3/11/78
|
یک پرچم سیاه در دست چپ مهناز
|
|
1
|
1
|
|
1479
|
|
♣ تمام خواب : ساعت هفت و چهل و سه دقیقه صبح . ... یادم است خواب دیدم
توی اطاقی رو به غرب بودم و صبح زود بود . فکر میکنم از خواب بیدار شده بودم و
هوا تاریک بود . در این حال متوجه شدم کسی یا کسانی پشت در اطاق هستند . مثل
اینکه تازه از خواب بیدار شده به سمت در رفته بودم و شاید هم با صدای در به سمت
در رفتم . درِ اطاق یک در چوبی قدیمی دو
لنگه بود ، اطاق هم اطاقی قدیمی و دراز بود ، نمیدانم از لای در نگاهم به بیرون
افتاد یا چگونه بود که در مرحله اول ( از لای دو لنگه در ) یک پرچم سیاه با
شعاری سفید روی آن دیدم . البته این پرچم سیاه را بصورت کامل ندیدم ولی در نظرم
است در مرحله اول بخشی از آنرا دیدم و فکر میکنم روی آن شعار ... نوشته شده بود
. نمیدانم خودم در را باز کردم یا چگونه شد که دیدم ♀ و
پشت سر او مادرش دارند به سمت من توی اطاق می آیند . دیدن آن پرچم با آن شعار و
تاریکی اطاق ، و اول صبح بودن یک حالت روانی خاصی در من پدید آورده بود که با
دیدن ♀ و مادرش و لبخند ♀ منهم شاد و
از دیدن آنها خوشحال شدم . اول ♀ و پشت سر او ♀
وارد شدند و نمیدانم بعد چی شد . ♠
تفسیر : در این خواب پرچم سیاه در دست ♀
بود و مادر او در کنار و کمی عقب تر از او وارد منزل شد . بنظر من ♀ و ♀
همان دو لنگه در اطاق و ...
یافته ها : . ¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ مرداد ۴, شنبه
یک پرچم سیاه در دست چپ مهناز
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر