|
2720
|
8/7/83
|
جاده های شمال سوار بر اتوبوس و
مینی بوس
|
|
1
|
1
|
|
1517
|
|
♣ تمام خواب : ... ، یادم آنشب منزل خواهرم اینطور خواب دیدم که سوار
مینی بوس یا اتوبوس بودم و منظره عمومی خواب من مناظر جاده های شمال بود . البته
یادم نیست درخت و اشجار دیده باشم ولی موقعیت راه ها و جاده ها جاده های شمال
بود . تقریباًجاده هائی در نظرم بود که جاده در دامنه کوه ها ادامه دارد و کوه
یا تپه ها در سمت جنوب است . یک صحنه نیز یادم است اینطور خواب دیدم که توی مینی
بوس بودم و درست پشت سر راننده بودم بطوریکه راننده جلو من و کمی بالاتر از خط
افق دید من بود چون یادم است نگاهم به پشت سر و گردن راننده با زاویه ای بالاتر
از خط افق بود . اینطور یادم است که توجهم به گردن راننده ( پشت سر او ) و موهای
پشت سرش بود و اینطور یادم است بخوبی موهای سیاه پرپشت پشت سرش را دیدم که ریخته
شده بود روی پشت گردن کلفت او . من پشت گردن راننده را بطور یکنواخت و کلفت با
پوستی روشن و طبیعی و موهای پشت سرش را پرپشت مشکی بطوری دیدم که معمولاً اشخاصی
که کلاه گیس بر سرشان میگذارند آنطورند یعنی پایانه موهای ریخته شده روی گردن
بصورت صاف با خط مشخص جدا کننده نبود بلکه موها بصورت ریخته شده روی گردن و
بصورت کوتاه و بلند روی گردن را پوشانده بود البته بخشی از گردن زیر موها قرار
گرفته بود ولی بخش بیشتر گردن بصورت طبیعی و کلفتی یکنواخت در دید و نظرم بود . اینطور
یادم است در صحنه های دیگر خواب که در جاده های شمال قسمت دامنه کوه و تپه بودم
آقای ♂ (♂ ) راننده و احیاناً راننده مینی بوس
یا اتوبوس بود ولی در اینجا که راننده را از پشت سر او میدیدم بنظرم میآید ♂
پسر استاد ♂ چرخی بود . صحنه بودن توی مینی بوس و بودن پشت سر راننده
و توجه به پشت سر و گردن راننده یادم است جائی در محدوده آمل و بابل بود آنجاها
که جاده از سمت شمال وارد جاده هراز میشود ، در آن صحنه روی من و راننده جلو من
که روی مینی بوس باشد رو به شرق بود اما در صحنه ای که یادم است احیاناً ♂
راننده بود روی ما رو به غرب و منظره دید من جاده و اطراف جاده بود . بعد از
دیدن موهای پرپشت و مشکی پشت سر راننده و پشت گردن او یادم است توجهم به جاده و
مسیر جلب شد در این حالت دیگر مینی بوس یا اتوبوس ندیدم بلکه نگاهم به جاده و
توی جاده بودم . بنظرم یک دو راهی دیدم و متوجه بودم که یکی از دو راهی را وارد
جاده هراز از سمت شمال طرفهای آمل و بابل میشد و جاده ای دیگر که تقریباً پشت سر
من بوده در سمت شمال به سمت غرب ادامه می یافت . من حس کردم اگر وارد جاده هراز
شوم خطر سرما و یخ بندان وجود دارد و ممکن است سردم شود یا اینکه به دلایلی سقوط
کنیم یا کوه ریزش کند و در همین زمان بود که کنار جاده را پوشیده از برف البته
بصورت بود و نبود دیدم و احساس سرما کردم و بعد بیدار شدم دیدم واقعاً سردم است
و بلند شدم روی خودم پتو انداختم و خوابیدم اما در همان لحظه بیدارو خواب شدن
فهمیدم خواب من کاملاً در رابطه با افکارم است که در باره پوست آلت تناسلی و
کورک زده شده روی آن بود . ♠
توضیحات و یافته ها : ... ، 1
- ¶ اتوبوس
یا مینی بوس در رؤیاهایم میتواند نمادی برای پوست باشد که با توجه به
دانسته های من در باره این خواب اتوبوس به معنی ماشین بوسه نمادی بوده
برای پوست بدن در ناحیه شرمگاهی و مینی بوس نمادی برای پوست
آلت تناسلی در ناحیه بالای آلت در تماس با پوست ناحیه شرمگاهی . در اصل اتوبوس نمادی
برای ناحیه مو دار شرمگاه و مینی بوس نمادی برای پوست آلت تناسلی در تماس با آن
بوده است . 2 – کلمه ¶ شمال
درخوابهای من میتواند نمادی برای نقاط بالای بدن و جنوب نمادی
برای نقاط پائین بدن باشد . البته از دید ونگاه سیستمها و اعضای بدن و اینکه
خواب ما در رابطه با چه بافت یا سلول از بدن میباشد باید موضوع مورد بررسی قرار
گیرد در اینجا با شناختی که دارم و ¶ میدانم
پوست بدن از طریق ... مستقیماًبا پرده های مغز ( یکی از سه پرده که فکر میکنم
پرده میانی باشد ! ) ارتباط دارد میتوانم بپذیرم جاده های شمال مسیر پیام رسانی
پوست به پرده های مغز از طریق اعصاب ( عصب واگوس ) به بالای مغز و پرده های مغز
باشد . توضیح : جالب است ، جالب از اینکه
فراموش کرده ام اسم این اعصاب و مسیر چیست در حالیکه قبلاً همه اینها در ذهنم
بود . اولاً برای دانستن موضوع باید به یادداشتهای گذشته من مراجعه شود دوماً
منظورم مسیری است که یک طرفه است و احساسهای دریافتی پوست را بدون وارد شدن به
سیستم اعصاب به پرده میانی مغز میرساند . 3 – آنجا که در
خواب توی مینی بوس بودم و توجهم به پشت سر و گردن راننده بود خود من پوست ناحیه
تناسلی در تماس با پوست ناحیه شرمگاه و در حقیقت پوست نقطه ای از پوست آلت
تناسلی بوده ام که آن کورک در آنجا زده بود . 4 – ¶ با شناختی
که از شکل و شمایل گردن ( پشت گردن ) راننده مینی بوس در ذهنم است پشت گردن راننده
مینی بوس تنه و بدنه آلت تناسلی در تماس با پوست آلت تناسلی در ناحیه خارج از
شکم آلت تناسلی بوده . ¶ به عبارتی نگاه من به پشت گردن راننده مینی بوس
تماس فیزیکی پوست آلت تناسلی ناحیه کورک
زده با بدنه سه فضای غاری آلت تناسلی بوده که البته از نظر فیزیولوژی میتوان
تعیین نمود اسم این دو بافت در تماس با هم چیست . برای خود من این مسلم است که ¶ من یا پوست
آلت تناسلی در ناحیه کورک زده سیستم کاملی از پوست بوده ام که در ارتباط مستقیم
ارسال پیام به پرده های مغز بوده ام . 5 – ¶ موهای سر
راننده مینی بوس نمادی بوده برای پوست ناحیه شرمگاهی من در تماس با پوست آلت
تناسلی . 6 – حالت کلاه گیس داشتن موهای پشت سر راننده به این دلیل
بوده که اعصاب حرکتی وارد شده به پوست ناحیه شرمگاهی و پوست آلت تناسلی از دو
مسیر عصبی متفاوت است . اما با وجود متفاوت بودن مسیر اعصاب حرکتی وارد شده به
آنها بدلیل همسایگی و در کنار هم بودن مسلماً دارای تماسهائی با هم هستند و همین
تماسها بوده که در خواب بصورت ریختن موها روی گردن ظاهر شده . 7 – ریختن موها
روی گردن بصورت غیر صاف و غیر یکنواخت هرچند بر گرفته از نگاه بیداری من به
موهای ناحیه شرمگاهی ریخته شده روی پوست آلت تناسلی بوده اما در حقیقت تماس حسی
همسایه گونه این دو پوست بوده که در خواب به آنصورت نمایانده شده . 8 – ¶ ♂ به
معنی ستوده شده در اکثر خوابهای من نمادی برای آلت تناسلی بوده که در اینجا
نیز بدلیل توجه بیش از حد من به آلت تناسلی و افکار زیاد من در باره آن کورک روی
پوست و موهای زیاد بلند ، و بعد کوتاه و بلند شده ناحیه شرمگاهی در بیداری
میتواند همان ستوده شده باشد . ¶ در اصل ♂ به معنای
ستوده در خوابهای ما نمیتواند اختصاصاً نمادی برای آلت
تناسلی و پوست آن باشد بلکه میتواند نماد هریک از اعضای بدن ، بافتها ،
سلولها و یا ارگانل های سلولی باشد که در بیداری مورد توجه ما قرار گرفته و روی
آن افکار زیادی داشته باشیم . البته علت پیدائی ♂ در
خوابهای ما در رابطه با آلت تناسلی این بوده که اکثر انسانها بیشتر افکار روزانه
شان در باره سکس و آلت تناسلی است . 9 – در واقعیت بیداری آقای ♂ (♂ )
شوهر ♀ دختر خاله راننده مینی بوس بود و مینی بوس داشت اما در
خواب او را راننده مینی بوس و اتوبوس دانسته ام . معنی و مفهوم این کلمات این
است که ♂ یا سلطان و پادشاه در خواب من نمادی برای مجموع
پوست ناحیه شرمگاهی و آلت تناسلی بوده که جمع این دو میتواند اتوبوس باشد و هر
کدام به تنهائی مینی بوس . ¶ توضیح اینکه اتوبوس به معنی ماشین بوسه و مینی
بوس به معنی بوسه کوتاه در خوابهای ما میتوانند نمادی برای تمام
پوست یا جمع دو یا چند بخش از پوست باشند و مینی بوس نمادی برای یک
بخش پوست که از یک سیستم عصبی عصب گیری میکند . ¶ در اصل بوس
یا بوسه همان تماس پوست با پیرامون بدن یا تماس یک بخش پوست با بخش دیگر پوست
است . بهر صورت ♂ در این خواب من نمادی
برای جمع پوست آلت تناسلی و ناحیه شرمگاهی بوده که بصورت راننده اتوبوس در خواب
نمایان شده و ♂ پسر استاد ♂
راننده مینی بوس بوده که همان پوست آلت تناسلی در قسمت کورک زده بوده .
افکار و رفتارهای قبل از خواب :
دیروز صبح وقتی از خواب بیدار و به دستشوئی رفتم متوجه شدم روی آلت تناسلی ام
حدفاصل دوسه سانتیمتر پوست شکم کورکی زیر پوست زده بطوریکه با فشار دادن آن آلت
تناسلی ام کمی درد میآمد اما خود بخود دردی نداشت . علت پیدائی این کورک یا بر
جستگی اینطور به نظرم رسید که چند وقت بوده موهای زائد ناحیه شرمگاهی خودم را
نزده بودم و همین نزدن موها و دیر حمام کردن باید علت آن باشد . چون وقت نداشتم
و میخواستم به سر کار بیایم اول با قیچی موها را کوتاه کردم و بعد نیز با بتادین
آن برجستگی و اطراف آنرا روی پوست آلت تناسلی ضد عفونی کردم . در این موقع توجهم
به کوتاه و بلندی موهای ناحیه شرمگاهی جلب شد و اینکه نشد آنها یکنواخت شوند . بعد
از آمدن به دفتر نزدیکی های ظهر باز آنرا ضد عفونی کردم و بتادین زدم و متوجه
شدم که آن برجستگی زیر پوست روی آلت تناسلی ام کمی بزرگتر و سفت تر شده و به فکر
فرورفتم پیش دکتر بروم . بعد از ظهر به ... و خانه ♂
رفتم و بعد هم به تیران ، اول منزل ♂ و بعد منزل ... رفتم آخر شب منزل
... بتادین و دستمال کاغذی گرفتم و توی توالت دوباره به آن بتادین زدم در اینجا
بود که متوجه شدم بازهم این برجستگی زیر پوست آلت تناسلی بزرگتر و مرکز آن به
رنگ سفید در آمده که نشانه چرک داشتن و عفونت کردن بود . بنظرم رسید اگر اینطور
بخواهد پیش برود باید نزد دکتر بروم و بالاخره این موضوع افکار روز مرا مشغول
داشت . بعد از رفتن به رختخواب و خوابیدن یک بار یادم است بیدار شدم و یادم به
این مشکل خودم افتاد و دست بردم آنرا لمس کردم و دیدم برجستگی سر جایش هست و
بنظرم رسید بزرکتر نیز شده . بهر صورت بعد خواب رفتم و احیاناً باید بعد از آن
باشد که خوابی در رابطه با همین افکار دیدم و بنظرم رسید باید خواب خودم را
بنویسم و این در حالی است که آخرین خواب یادداشت شده ام مربوط به چند ماه پیش و
آنهم نوشته شده در همین دفتر و اوائل آمدنم بر سر این کار است .
یافته ها : .
¶ . تفسیرها : - . ¶ .
|
|||||||
۱۳۹۳ تیر ۲۹, یکشنبه
جاده های شمال سوار بر اتوبوس و مینی بوس
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر