۱۳۹۳ مرداد ۲, پنجشنبه

نزدیکی خرگوش و اقاقیا

2650
2/6/80
نزدیکی خرگوش و اقاقیا

1
1

1484
تمام خواب : یک صحنه اینطور یادم است که به سمت مقصدی درحال رفتن بودم . شاید مکان من کوچه ای بوده که کمی جلوتر حالت پیچ ( زاویه 90 درجه ) به سمت چپ داشت . اگر بخواهم نمونه ای برای این کوچه در بیداری بیاورم تقریباً میتوانم کوچه بیابانی به سمت صحرای خودمان ( کَن ) در ... نام ببرم مثل جائی نزدیک و بغل قبرآقا که بعد روی آسفالت جاده ... شهرکرد میرود . حالت کوچه بصورت دیوارهای گلی خراب شده و به مرور زمان وکوتاه شده است و تقریباً حالت بیابانی دارد . کوچه خاکی بیابانی درصحرا و به طرف صحرا . به هر صورت یادم است نمیدانم قبل از رسیدن به پیچ سمت چپ بود که به فکر دیدن سگ افتادم یا سگ دیدم . درست یادم نیست ولی این یادم است که در سر پیچ و زمانی که مسیرم به سمت چپ کوچه بود نگاهم به عقب بود و سگی را در کنارم پائین تر از خودم روی زمین دیدم و فکر کردم نگاه محبت آمیزی به سگ داشته و با او مهربان باشم . بعد مثل اینکه او از نگاه من فکر مرا خواند و بنا کرد دنبالم بیاید ( بغل سمت چپ من بطوریکه بدن او ضمن همراه بودن با من کمی عقب تر از من بود ) من این حرکت سگ را پاسخی به محبت خودم نسبت به او دانستم . بعد اینطور یادم است که او عقب تر ماند و من برگشتم به او نگاه کردم ، یک حالت و شکل خاصی داشت که دیگر آن احساس دوستی برای با او بودن را نداشتم چون یک حالت واماندگی و ماندگی داشت اما من به حالت معمولی خودم بودم فقط نگاه من به او تقریباً درماندگی و بدرد نخوری آن سگ را برایم تصویرکرد و من مثل اینکه رفتم .
بعد یادم است در دنباله همین خواب شاید در مکانی آخر همین کوچه در یک مسیر شمالی جنوبی بالاتر از مسیر من اینطور به نظرم رسید که پرنده ای به سمت خرگوشی حمله برد و آن خرگوش میخواست فرار کند اما آن پرنده که بدنش تیغ مانند بود ( تیغ دار و خار دار که شاید بتوان گفت از نظر تیغ ها یا خارها مثل هشت پا بود ولی حالتی مثل ستاره دریائی داشت البته من بدن و تنه ای از آن پرنده که آنرا اقاقیا میدانستم ندیدم ولی اینطور میدانستم که اقاقیا یا آن پرنده میخواهد با خرگوش نزدیکی کند و برای همین به آن حمله کرده و خرگوش میخواهد فرار کند من فقط این لحظه یادم است که اقاقیا در بالاتر از خرگوش به سمت آن حمله کرد و میدانستم این حمله برای نزدیکی کردن با خرگوش است و آن اقاقیا با آن خارها یا تیغ ها و در اصل با آن زوایدی که داشت به آن خرگوش حمله کرد و اورا در چنگ خود گرفت و با آن چنگ هایش خرگوش را محاصره کرد در بغل گرفت ، در این حال اینطور میدانستم که نقاط احساسی جنسی آنها بهم رسید ( مثل خروس و مرغ که خروس مخرج خود را به مخرج مرغ میچسباند ) و من اینرا نزدیکی اقاقیا با خرگوش در حال فرار میدانستم . در اینجا یادم است افکاری در باره درست بودن یا درست نبودن این نزدیکی داشتم و این فکر در ذهنم بود که نزدیکی اقاقیا با خرگوش به طریقی بیماری می آورد .  
توضیحات و یافته ها : صبح وقتی بیدار شدم و یادم بود این دوصحنه را خواب دیده ام بلافاصله یاد فکر قبل از خواب  افتادم و متوجه شدم افکارم قبل از خواب این بود که توجهم را متوجه رفتار عصر خود کنم تا خوابی در باره خود ارضائی خود ببینم و به فوری متوجه شدم این هر دو خواب نشان دهنده رفتار دیروز عصر من در باره استمناء است . ا- در بیشتر خوابهایم سگ نمادی برای آلت تناسلی است در این خواب هم سگ نمادی بوده برای آلت تناسلی  وخودم نمادی برای دستهایم ( دست راست ) ، صحنه تعریف شده هم تماماً در باره عمل خود ارضائی با دست راستم بوده . 2 صحنه بعدی نیز همان صحنه اول بصورتی دیگر و داستانی دیگر بود به این صورت که اقاقیا دست و پنجه های من و پرنده بودن آن وحمله به خرگوش حرکت دست در فضا به سمت آلت تناسلی و در میان دست قرار دادن آلت تناسلی بوده . در اصل خرگوش نمادی بوده برای آلت تناسلی  وآن پرنده یا اقاقیا با آن خارها یا تیغ ها و یا پاهای ستاره دریائی و چیزی مثل هشت پا نمادی بوده برای کف دست و انگشتان . یاد داشت قبل از خواب خوانده شود .
پیش از شروع به یادداشت خواب : ساعت شش و بیست و پنج دقیقه صبح . دیروز عصر بعد از مدتها خود ارضائی کردم ، در زمان انجام این کار یادم به این افکار عمومی افتاد که خود ارضائی از دید کسانی کاری صحیح و درست نیست و اعتقاداتی در این باره هست که این کار بیماری میآورد و ... بالاخره افکاری روی درست نبودن این کار داشتم . بعد موضوع فراموشم شد وحدوداً ساعت دوازده و نیم شب خوابیدم . وقتی به رختخواب رفتم یادم به خواب دیدن افتاد و میخواستم در باره موضوعی برای خواب دیدن فکر کنم که یادم به عصر و رفتار عصرم آمد . بهتر دیدم روی مساله ... فکر کنم تا خوابی در باره آن ببینم . در همین حال بنظرم رسید بلند شوم فکرم را روی کاغذ به عنوان سؤال بنویسم ولی بلند نشدم اما موضوع فکرم و خواستم این بودکه در باره ... و رفتار بعد از ظهر خواب ببینم . بعد خوابم برد وخوابهائی دیدم که یادم نیست . یک بار بیدار شدم صحنه ای یادم بود اما فراموشم شد و دوباره خواب رفتم . ساعت شش صبح با زنگ ساعت بیدار و متوجه شدم در حال دیدن خواب بوده ام . وقتی دو صحنه بیاد مانده را در ذهن مرورکردم دیدم خوابهایم بصورتی رفتار دیروز عصرم را به نمایش گذاشته و داستانی از زبان دست و پنجه هایم در باره نزدیک شدن و تماس با آلت تناسلی ام بوده . خواب من به این صورت بود . 
یافته ها : . . تفسیرها : - . . رؤیا و برنامه داده شده به مغز : خواب در پاسخ به یک رفتار ( استمناء ) آنروز من است . . گفتمان خواب و بیداری : ستاره دریائی : : پیامهای حسی حرکتی "پوست غشاء" کف دست و انگشتان . . گفتمان خواب و بیداری : پرنده ای به نام اقاقیا : : دست من . . گفتمان خواب و بیداری : خرگوش : : پنیس من . . گفتمان خواب و بیداری : کوچه خاکی در صحرا کَن ... : : پوست آلت تناسلی . . گفتمان خواب و بیداری : آسفالت جاده شهر کرد در صحرا کن ... : : "پوست غشاء" گلانس پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : سگ : : پنیس . . گفتمان خواب و بیداری : تیغ های بدن تیغ دار پرنده : : انگشتان دست . . گفتمان خواب و بیداری / همانند و یکی بودن : خارها ، تیغ ها و زواید اقاقیا : : اینها همه یکی و تماماً انگشتان دست راست من بوده . 14/9/90 . . گفتمان خواب و بیداری : مخرج خروس : : پوست کف دست و انگشتان . . گفتمان خواب و بیداری : مخرج مرغ : : پوست پنیس وپوست غشاء گلانس پنیس . 14/9/90 . . گفتمان خواب و بیداری : هشت پا یا ستاره دریائی : : دِرم پوست غشاء کف دست ،  با توجه به موارد شناخته شده امروز از خواب19/7/69  با سؤال کار سلولهای نوک پستان . 10/10/90 . .

هیچ نظری موجود نیست: